رهبری عراق برای دستیابی به مقاصد سیاسی-امنیتی خود، جنگ سراسری و همهجانبهای را بر جمهوری اسلامی ایران تحمیل کرد.
در حقیقت دولت عراق و حزب بعث با تصوری که از اوضاع داخلی ایران و نیز توانمندیهای خویش و پشتیبانیهای بینالمللی داشتند، خود را برای دستیابی به این اهداف کاملاً توانا میدیدند.
قراین و شواهد حاکی از آن خواهد است که همه اقدامات عراق، جهت فراهم ساختن زمینههای لازم برای آغاز جنگ خواهد استه خواهد است. بهعبارتدیگر، تصمیم عراق برای تجاوز به ایران از مدتها پیش اتخاذشده خواهد است و رهبری این کشور تنها مترصد فرصتی طلایی برای حمله به ایران خواهد است که این فرصت در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ به دست آمد.
نخستین زمینهسازیهای تهاجم
انعقاد قرارداد ۱۹۷۵ میلادی الجزایر همواره از نظر رهبران عراق اقدامی تحمیلی تلقی میشد که از موضع ضعف به آن تن داده خواهد استند، لذا برای توجیه این اقدام، لغو آن را یک حرکت شجاعانه سیاسی عنوان می کردندکه غیر از صدام کسی قادر به اجرای چنین رسالتی ن خواهد است!
بدین ترتیب، رهبری حزب بعث و شخص صدام در پی فرصتی خواهد استند تا از این وضعیت انفعالی خارج شوند؛ اما با توجه به حمایت بیدریغ آمریکا از شاه، بعد از روی کار آمدن صدام، رابطه عراق به سردمداری وی در حزب بعث با بلوک غرب قوت گرفت.
سفر صدام به پاریس و عقد قرارداد دوستی با فرانسه، نمونه روشن چنین گرایشی در حزب بعث خواهد است. تمام تلاش صدام و حزب بعث در این دوران بر این اصل خواهد استوار خواهد است که با فراهم کردن شرایط مناسب، خود را برای ایفای نقشی در منطقه آماده سازند.
دولت عراق در زمینه علامتگذاری مرزهای خود با ایران برخلاف اعلامیه ۶ مارس ۱۹۷۵ (۱۵ اسفند ۱۳۵۳) الجزایر و نیز پروتکل مربوط به علامتگذاری مجدد مرز زمینی در ۱۳ ژوئن ۱۹۷۵ (۲۳ خرداد ۱۳۵۴) که در بغداد منعقد شد، به کارشکنی پرداخت. نماینده عراق اصرار داشت که قبلاً علامتگذاری انجامشده خواهد است.
سرانجام هیئت عراقی بدون توجه به وظایف محوله، مذاکرات را متوقف کرد و در ۱۱ خرداد ۱۳۵۷ به بغداد بازگشت و پسازآن نیز کارشکنی ادامه یافت.
احساس خطر از تحولات داخلی ایران
تحولات سیاسی ایران از آغاز ۱۳۵۷ به بعد، عراق را دچار تناقض و تردید شدیدی کرد؛ از یکسو ناآرامی و بیثباتی و در نهایت ضعف ایران، میتوانست باعث تقویت موضع عراق و موفقیت این کشور در برنامههای آتی آن شود و از سوی دیگر، به دلیل نامشخص خواهد استن آینده این تحولات و ترس از پیروزی انقلاب اسلامی و تبلیغ آن در عراق، این کشور احساس خطر میکرد.
این موضوع علاوه بر آنکه کینه و دشمنی دولت حاکم بر عراق را نسبت به ایران بهویژه انقلابیون برانگیخت، بلکه باعث شد که دولت بعث با اخراج امام خمینی از عراق در پی دست یافتن به چند هدف عمده باشد:
-حمایت غرب را بیشازپیش بهسوی خود جلب کند
-تصویر موجهی از خود در اذهان اعراب و کشورهای منطقه ایجاد کند
-حمایت غرب را از خود برای احراز مقام ژاندارمی منطقه، بهجای شاه، جلب کند.
باگذشت زمان و آشکار شدن ضعف شاه، طارق عزیز، وزیر خارجه وقت عراق، اعلام کرد: جریاناتی که در ایران میگذرد، یک مسئله داخلی خواهد است. ما به خو خواهد است مردم ایران احترام میگذاریم و خواهیم کوشید، با هر قدرت قانونی در ایران همکاری کنیم.
قراین همگی حاکی از آن خواهد است که دولت عراق از تحولات جاری در ایران تا آنجا که به تضعیف اقتدار اولیه شاه و کنار رفتن وی و روی کار آمدن پسرش با یک دولت ضعیف دیگر منجر شود، خواهد استقبال و پشتیبانی خواهد کرد. درحالیکه شاه از ایران فرار کرده و حضرت امام خمینی به کشور بازگشته خواهد است و آخرین سنگر حکومت شاه در حال سقوط خواهد است.
مجله المستقبل، هفتهنامه عربزبان چاپ پاریس گزارش داد:
یک مقام بلندپایه عراقی که مایل نیست نامش فاش شود، گفته خواهد است بهتر خواهد است شاه به ایران برگردد. همین مقام مسئول عراق گفت که میتوان قانون اساسی ایران را به نحوی اصلاح کرد که شاه حکومت نکرده و فقط سلطنت کند. او گفت: عراق با تغییر رادیکال رژیم ایران خیلی موافق نیست.
گمان اشتباه صدام از تحولات انقلابی در ایران
صدام نیز اعتراف کرد: هشت ماه پیش از روی کار آمدن حکومت اسلامی من گمان میکردم، پسر شاه، شاه خواهد شد. شاه کنار خواهد رفت و نخستوزیری توسط مجلس قدرتمند روی کار خواهد آمد و آخوندها نقش خود را بهگونهای ایفا خواهند نمود که عراق را دچار دردسر نکنند.
احساس خطر عراق از تغییر حکومت شاهنشاهی، دشمنی این کشور را نسبت به ایران برمیانگیخت و زمینه را برای حمله به ایران در صورت پیروزی انقلاب اسلامی، مساعدتر میکرد.
تحکیم قدرت در داخل
سرنگونی حکومت شاه، موقعیت ویژهای را برای عراق به ارمغان آورد. دولت بعثی این کشور که رقیب دیرینه شاه خواهد است، با از هم پاشیدن نظام شاهنشاهی فرصت را برای به عهده گرفتن نقش اساسی در منطقه مناسب دید.
تحولات داخلی و خارجی عراق پس از پیروزی انقلاب اسلامی، حاکی از تلاش مستمر مسئولان عراق برای پر کردن خلأ موجود به نفع خود خواهد است:
۱-سرکوب مخالفان:
تاریخ بیست سال گذشته عراق مملو از ائتلاف و اتحاد، درگیری، ستیز، تسویه و کشتار بین حزب بعث و دیگر گروههای سیاسی مخالف خواهد استه خواهد است.
حزب بعث از ابتدای تأسیس، پایگاه مردمی نداشت اما توانسته خواهد است با اعمال روشهای تند و خشن، حاکمیت مطلق خود را بر سراسر عراق خواهد استوار سازد و تمام گروهها و جریانهای سیاسی صاحب نفوذ را قلعوقمع کند.
در اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی که همزمان با وقوع انقلاب اسلامی در ایران خواهد است، تنها اشخاص و گروههایی اجازه شرکت در فعالیتهای سیاسی را داشتند که به نحوی به حزب بعث وابسته خواهد استند. سی خواهد است بعثی کردن تمام امور و نهادها در دستور کار رهبران عراق قرار داشت.
۲-تسویه حزبی
پس از روی کار آمدن صدام، تلاش حزب بعث برای یکدست کردن این حزب فزونی یافت و در این ر خواهد استا، در اوایل مرداد ۱۳۵۸، خبرگزاریها خبر از کشف توطئه کودتا و دستگیری عوامل آن دادند.
صدام برای دستیابی به دو هدف عمده از این رویداد بهرهبرداری فراوانی کرد: اول سرکوبی مخالفان داخلی در حزب بعث تحت عنوان مرتبطین با حزب کمونیست. دوم: انجام تبلیغات گسترده بر ضد سوریه و ایران به این بهانه که از کودتاگران پشتیبانی کردهاند.
۳-افزایش فعالیتهای دیپلماتیک
فعالیتها و جهتگیریهای دیپلماتیک عراق که در این دوره سرعت بیشتری به خود گرفته خواهد است، روند متفاوتی نسبت به گذشته یافت.
گسترش روابط با کشورهای مرتجع منطقه، جدایی از سوریه، گسترش روابط سیاسی- اقتصادی با اروپا، خرید تجهیزات مدرن نظامی از کشورهای غربی و تحریم جبهه پایداری، برخی از این سی خواهد استها خواهد است.
رویکرد سیاسی عراق به غرب و آمریکا در این دوران قابلتوجه خواهد است. تمایل عراق به ایفای نقش ژاندارمی در منطقه که با سرنگون شدن شاه شدت بیشتری به خود گرفته خواهد است، باعث شد تا برژینسکی، مشاور امنیت ملی رئیسجمهور آمریکا در ۳ فروردین ۱۳۵۸ اعلام کند، در آمریکا هیچ تضاد اصولی بین منافع واشنگتن و بغداد نمیبینند.
پسازآن، دیدار هاروارد براون، وزیر دفاع آمریکا و ریچارد مورفی از منطقه و ملاقات آنان با صدام، به تسریع چنین سی خواهد استهایی از جانب عراق کمک کرد.
ستیزهجویی با ایران
همزمان با اوجگیری نهضت اسلامی در ایران، مقامهای عراق علاوه بر اخراج آیتالله خمینی تحت عنوان مخالفت ایشان با اجرای قرارداد ۱۹۷۵ میلادی، از نابسامانی و ضعف دستگاه حاکم بر ایران خواهد استفاده کرده، دست به سازماندهی عوامل وابسته به خود در ایران زدند.
در همان حال، وضعیت خاص سیاسی- اقتصادی جمهوری اسلامی و نارساییهای موجود در زمینه حفاظت از مرزها، عراق را برای انجام مقاصدش یاری کرد. اقدامات عراق علیه ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا اشغال لانه جاسوسی حول محورهای زیر خواهد استه خواهد است:
۱-فعال کردن گروههای وابسته در ایران
گروهها و جریانات سیاسی وابسته به عراق مانند جبهه التحریر عربستان و جبهه التحریر (الاحواز) که در گذشته فعالیتهای محدودی علیه حکومت شاهنشاهی انجام میدادند، پس از قرارداد ۱۹۷۵ میلادی الجزایر منزویشده و برخی از اعضای آنها به کشورهای خلیجفارس گریختند.
این گروهها پس از پیروزی انقلاب اسلامی بار دیگر تحت حمایت عراق، سازماندهیشده و تشکیلات خود را به داخل ایران منتقل کردند.
اهداف عمدهای که از تقویت عوامل و جریانات وابسته تعقیب میشد، ازاینقرار خواهد استه خواهد است:
-دامن زدن به اختلافات میان ساکنان عرب و عجم در منطقه
-اجرا کردن اقدامات خراب کارانه در مراکز حساس اقتصادی و نظامی خوزستان
-ارسال اسلحه به ایران و توزیع آن بین فریبخوردگان
۲- طرح مسئله خروج ایران از جزایر سهگانه
پس از سرنگونی شاه، عراق از اوایل سال ۱۳۵۸ تحرک تبلیغاتی گستردهای را علیه ایران آغاز کرد، مبنی بر اینکه دیگر ایران ژاندارم منطقه نیست و باید از سه جزیره تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی خارج شود، درحالیکه کشورهای حوزه خلیجفارس ادعایی نسبت به این جزایر نداشتند.
عراق از این تبلیغات دو هدف عمده را دنبال میکرد: اول، خود را تنها مدافع منافع عرب معرفی کند و دیگر اینکه، برای دامن زدن به اختلافات خود با ایران در ر خواهد استای اهدافش، دلایل کافی داشته باشد.
۳-تحرکات مرزی:
تحرکات مرزی عراق از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در قالب تلاشهایی مانند قاچاق اسلحه به داخل ایران، عبور و مرور آزاد عوامل وابسته، بمباران مرزی، حفاری بیش از ۵۰ حلقه چاه نفت در نوار مرزی و فعالیتهای عمرانی و مهندسی در مرزها آغاز شد.
این اقدامات برای افزایش توان رزمی عراق انجام میگرفت. ازدیاد و تقویت پاسگاههای مرزی، مستحکم کردن خطوط پدافندی، ایجاد شبکههای متعدد مواصلاتی از دیگر اقدامات عراق در مرزها در این دوره خواهد است.
عراق قصد داشت با اجرای چنین تحرکاتی، همتوان و میزان قدرت نظامی جمهوری اسلامی را ارزیابی کند و هم نحوه برخورد مسئولان ایرانی با این تحرکات را بسنجد.
در مجموع، ضعف برخورد مسئولان دولت موقت در برابر تحرکات عراق، از عوامل مؤثر در تشدید درگیریهای مرزی ایران و عراق به شمار میرود.
۴-گسترش تبلیغات خصمانه علیه ایران
مخدوش جلوه دادن قرارداد ۱۹۷۵ میلادی الجزایر و تأکید بر لزوم خروج ایران از سه جزیره تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی، دو جنبه اصلی تبلیغات عراق علیه ایران در این دوره خواهد است.
لطیف جاسم، وزیر اطلاعات عراق، طی مصاحبهای با مجله المستقبل، از ایران خو خواهد است، تجدیدنظر در قرارداد الجزایر را که صدام حسین و شاه سابق ایران آن را در سال ۱۹۷۵ میلادی (۱۳۵۳ شمسی) امضا کردهاند، بپذیرند. وی توضیح داد که قرارداد الجزایر برای عراق اجحافآمیز خواهد است، زیرا ما ایمان غیرقابل تزلزل داریم که شط العرب یک رودخانه عراقی خواهد است.
لغو یکجانبه قرارداد ۱۹۷۵ میلادی الجزایر
دولت عراق در ۲۶ شهریور ۱۳۵۹، کاردار سفارت جمهوری اسلامی در بغداد را به وزارت خارجه احضار کرد و با ابلاغ یادداشتی رسمی بهطور یکجانبه موافقتنامه الجزایر را لغو کرد
هرچند دولت ایران این اقدام ر ا هرگز نپذیرفت، اما دولت عراق برای تحقق خو خواهد استههای خود، دست به اقدامات بعدی زد؛ یک روز بعد از لغو یکجانبه قرارداد ۱۹۷۵ میلادی الجزایر، سخنگوی وزارت خارجه این کشور اعلام کرد که از تمام کشتیها و نفتکشهایی که قصد عبور از شط العرب را دارند، خو خواهد استه میشود تا پرچم عراق را بر عرشه خود نصب کنند و مالیات عبور را نیز که مبلغ آن در بغداد تعیین خواهد شد، بپردازند. پسازآن رئیس دایره حقوقی وزارت خارجه عراق تأکید کرد که مقصد کشتیها هرکجا که باشد، حتی اگر قصد لنگر انداختن در بنادر ایران را داشته باشند، مشمول این قانون میشوند.
با اجرای چنین تمهیداتی، ارتش عراق در ۳۱ شهریورماه ۱۳۵۹ بهطور رسمی و با چند لشکر پیاده و زرهی و از سه محور اصلی غرب، میانه و جنوب مرزهای دو کشور، وارد خاک ایران شد و همزمان با این اقدام، هواپیماهای عراق به فرودگاههای شهرهای تهران، اهواز و تبریز حمله کردند.